على محمدى خراسانى
53
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
ببريم يا از كنايه نيز مىتوانيم استفاده كنيم به شرط اينكه مفيدِ مقصود باشد ؟ آيا لزوماً بايد از حقايق استفاده كنيم يا مجازات هم با افادهء مقصود ، مانعى ندارد ؟ آيا لزوماً بايد از الفاظى كه ظهور ذاتى دارند استفاده شود يا از مشترك لفظى يا معنوى هم با آوردن قرينهء مُفهمه مانعى ندارد ؟ در اينباره شش قول وجود دارد : 1 . عدهاى تصريح را شرط كرده و استفاده از الفاظ صريح را لازم دانستهاند و اكتفا به كنايات را جايز نمىدانند . « 1 » 2 . عدهاى حقيقت بودن را شرط دانستهاند و اكتفا به مجازات را جايز ندانستهاند و فرقى ميان مجاز قريب و بعيد نگذاشتهاند . « 2 » 3 . هر معاملهاى نزد عرف با هر عنوانى كه مشهور است با همان عنوان بايد انشا شود ، مثلًا بيع با لفظ « بعت » ، اجاره با لفظ « آجرت » يا « اكريت » ، صلح با لفظ « صالحت » و . . . و به الفاظ ديگر ؛ حتى اگر مقصود را بفهمانند انشاى عقد يا ايقاع صحيح نيست . به ديگر سخن بايد از الفاظ و عباراتى استفاده كنيم كه به حمل اولى ( حمل مفهومى ) بر معامله دلالت كنند ، مثل « اشتريت » يا مرادف آن كه « ابتعت » باشد براى خريدن استفاده شود نه لفظ ديگر .
--> ( 1 ) . علامه حلّى در تذكرة الفقهاء ، ج 10 ، ص 9 ؛ شهيد اوّل در غاية المراد ، ص 81 ؛ محقق نائينى در منية الطالب ، ج 1 ، ص 105 - 106 و محقق خراسانى در حاشية المكاسب ، ص 26 - 27 . ( 2 ) . علامه بحرالعلوم به نقل صاحب مفتاح الكرامه ، ج 12 ، ص 483 ؛ صاحب جواهر در جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 249 . همينجا به برخى از وجوه فرعى اشاره مىكنيم : برخى ميان مجاز قريب و بعيد فرق گذاشتهاند و در واقع به اينصورت ميان كلمات مشهور جمع كردهاند . ر . ك : جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 217 . و برخى مثل شيخ اعظم ميان مجازى كه قرينهاش لفظيه و مقاليه باشد با مجاز متكى به قرائن مقاميه و معنويه فرق گذاشتهاند و دومى را كافى ندانستهاند . ر . ك : المكاسب ، ج 3 ، ص 126 . .